نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

رویای کشاورز

یوگا دانشیست کهن که برای توصیف آن، ازتمثیل زیبا و گویای رویای کشاورز می توان بهره برد.

شخم زدن زمین با دو گاو نر.

کشاورز، نماد آگاهی

گاوهای نر، نماد جسم وذهن

یوغی که به گردن گاوها انداخته می شود تا با هم و هماهنگ حرکت کنند، نماد یوگا است.

کاری که انجام می شود، شخم زدن زمین وآماده شدن برای کشت و نهایتا رویش است.

پس هدف یوگا پروار کردن گاوهای ذهن و جسم نیست بلکه بالابردن توان کشاورز است برای شخم زدن بهتر در زمان مناسب است.

هدف کشاورز هم فقط شخم زدن زمین نیست.

درحقیقت رسالت  انسان _ کشاورز_ به عنوان جزیی از یک آگاهی کل، رویش و رشد است.

با این اوصاف، چه کودکانه خواهد بود که یوگا را صرفا ورزشی بدانیم در خدمت جسم و احیانا،کاهش استرس های زندگی.

صد البته یوگا، تنها ابزار کمکی برای رسیدن به رویش و زایش نبوده، نیست و نخواهد بود.

شما چه فکر می کنید؟

چه ابزارهای دیگری را می شناسید؟

آرزوی شما رویاندن چه بذرهای بالقوه ایست که در زمین منتظر رویش هستند؟

 

 

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

یوگا را بهتر بشناسیم

معرفی مراحل یوگا
پاتانجلی ۸ مرحله یوگا را راه های درست برای جستجوی درونی می شمارد با این اعتقاد که راه درست به اندازه هدف، مهم است .این هشت شاخه را معرفی می کنیم .
١-یاما (فرمان های اخلاقی عمومی)
۲-نیاما (پالایش فردی از راه انضباط)
٣- آسانا (حالت بدن)
۴-پرانایاما (کنترل موزون نفس)
۵-پراتیاهارا (کنار کشاندن و رهایی دادن ذهن از سلطه حواس و آماج بیرونی)
۶-دهارانا (تمرکز)
٧- دهیانا (مراقبه)
۸- سامادهی، رسیدن به مرحله‌ای از مراقبه عمیق که در آن وضعیت مرید با مرادش یکی می شود.
یاما و نیاما، وابستگی‌ها و هیجان های یوگی را کنترل می‌کنند و او را با هم نوع خود در هماهنگی نگه میدارد. آساناها بدن را سالم و نیرومند و در هماهنگی با طبیعت نگه می دارد. این سه مرحله را جستجو های بیرونی می گویند.
دو مرحله بعد یعنی پرانایاما و پراتیاهارا‌ به پرتو جو یاد می‌دهند که نفسش را تنظیم و به این وسیله ذهنش را کنترل کند و این به آزادی حواس از اسارت امیال کمک می‌کند. این دو مرحله را جستجو های درونی می گویند.
دهارانا،دهیانا و سمادهی یوگی را به درونی ترین زوایای روحش می‌برند و یوگی یاد می گیرد که برای یافتن حقیقت باید دنبال خود درونی اش در درون باشد و این سه مرحله آخر به او کمک می‌کند که او خودش را با هستی هماهنگ نگه دارد با مراقبه عمیق، بیننده،منظر و دیده شده با هم یکی می شوند و آنگاه یوگی در ذات خویش می ماند و البته راه های متفاوتی برای رسیدن به خدا هست.
برگرفته از کتاب پرتوی بر یوگا​

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

رازهای رسیدن به آرامش درون. وین دایر. راز اول

وین دایر (1940-2015) نویسنده ی کتاب های خودیاری و سخنران انگیزشی آمریکایی بود. آثارمتعددی از او به یادگار مانده که توانسته اند تاثیرات موثری بر زندگی انسانهای جویای معنویت، موفقیت و آرامش بگذارند.
امیدواریم تا با معرفی بخشی از آثار ارزشمند ایشان، سهمی در رشد آگاهی و آرامش شما داشته باشیم.
” ده راز موفقیت و آرامش درونی ”
وین دایر در این کتاب، ده اصل موفقیت و آرامش درون را توصیف می کند و معتقد است که با یادگیری و مهارت در این اصول و به کارگیری آنها درهر روز از زندگی از احساس آرامش لبریز خواهید شد. او از ما می‌خواهد که با قلبی باز و گشوده این رازها را بخوانیم. راز هایی که با ما همساز و همطنین است. آنها را به کار ببریم و مابقی را رها کنیم. احساس آرامش و موفقیت، سبب می شود که این عشق و آرامش را به خارج از وجودمان تسری دهیم.
ما تصمیم گرفتیم تا این ده اصل موفقیت را آهسته آهسته به شما معرفی کنیم تا فرصت پیدا کنید آنها را خوب فرا بگیرید و در زندگی خود پیاده کنید.
به امید روزهای روشن وسراسر عشق و آرامش برای کره ی زمین.
☆《راز اول : ذهن گشوده به همه چیز و پیوسته به هیچ چیز 》☆
زمانی به اهمیت برخورداری از ذهنی گشوده به همه‌چیز و پیوسته به هیچ چیز، پی می برید که به پیشینه و شرطی شدن های زندگی واقف شوید. زیرا والدین و اطرافیان که به صلاح شما می اندیشیدند شما را با فرهنگ خودشان تطبیق داده اند و شما هرگز مجال مخالفت نیافته اید. اگر بخواهید به مخالفت برخیزید صداهای نیرومندی به شما توصیه می کنند صف همنوایی را برهم نزنید و اینجاست که اگر می خواهید به ذهن گشوده به همه چیز راهی پیدا کنید، باید بر این تفکر، خط بطلان بکشید تا به صلح و آرامش فردی و جهانی بیفزایید. شما نباید به جهانی که آگاهی مان نسبت به آن این اندازه محدود است، بد بین باشید. پس با تمام قوا در برابر بدبینی، ایستادگی کنید. برای اثبات و فهم این مطلب، این موضوع را بررسی کنید که افرادی که دویست سال پیش از ما زندگی می‌کردند تصوری از هواپیما، تلویزیون، اینترنت و غیره نداشتند و ما نیز با محدود کردن ذهن خود با قید و بندهای متعارف سالها بعد، مانند همان گذشتگان جلوه خواهیم کرد. اجازه بدهید دانش تان از ژرفای درون به سطح آید و تفاوت بیافریند.در کتاب‌های مقدس آمده 《با خدا همه چیز ممکن و میسر است》 و ذهن گشوده به همه چیز یعنی بهره‌مندی از صلح و آرامش ،ایثار، عشق، بخشودن خطاهای دیگران، سخاوتمندی ،….واین میسر نیست مگر اینکه وقتی اظهارنظر کسی با آراء و عقاید و پیشینه ذهنی تان متفاوت است. به جای مضحکه کردن وپوچ و ناممکن دانستن آن بگویید: من هرگز چنین تصوری نداشتم و باید درباره این نکته فکر کنم. پیوسته بکوشید از آرمان های تازه ی همه افراد استقبال کنید.​

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

راز دوم رسیدن به آرامش درون. وین دایر

☆《 رازدوم : هم نوایی با سازو نوای باطن 》☆

جهانی که در آن زندگی می‌کنید هوشمند است و هر بخش متحرک آن با بخش های متحرک دیگر کاملاً منطبق و همساز است و تحت نظارت و حمایت هوش کیهانی است. شما نیز یکی از اجزای متحرک این مجموعه اید که در پرتو مشیت الهی دقیقا در وقت مقرر در اینجا ظاهر شده و در وقت مقرر این سیاره را ترک خواهید کرد. حال باید دید که با تمایلات قلبی تان هماهنگ هستید؟

اگر کمی در درون خود تامل کنید به احتمال زیاد، انگشت شما به قلبتان اشاره می‌کند نه به مغزتان. موجودیت شما همین است و دیگر هیچ و این اتصال کامل شما با قلب، همان خدا و یا هوش کیهانی است. نیمکره چپ مغز تان حسابگر است و به تجزیه وتحلیل اشتغال دارد وهمواره منطقی ترین راه حل ها را به شما توصیه می‌کند اما نیمکره راست مغز، شهودی است و به عشق و محبت اهمیت میدهد. شما به طور معمول بر اساس اوضاع و شرایط تصمیم می‌گیرید که ابتدا به چه کاری بپردازید و عقل، همان کاری را که به مصلحت شماست توصیه می کند. ولی بارها هم اتفاق افتاده که احساس و عواطف برعلم و گاهی غالب شده است. اگر ذهنتان متاثر از عشق وشورو هیجانات مثبت باشد تحت تاثیر نیمکره راست مغز تان هستید که شما را به سرمنزل مقصود هدایت می کند. اگر در زندگی اسیر تردیدها و هراس های تان هستید، تردید نکنید که در مسیر درست زندگیتان گام بر نمی دارید.اغلب هم درنمی یابید که به بیراهه رفته و از مسیر درست خارج شده‌اید زیرا نیمکره چپ مغز تان نمی تواند علل و انگیزه های مقدرات الهی را درک کند به همین دلیل یک صدای شهودی و باطنی پیوسته یادآور می شود که گام های تان را با ساز و نوای باطن تان هماهنگ کنید. اما نیمکره استدلالی چپ می گوید صبر کن و مراقب باش. ممکن است شکست بخوری یا از این کار خطرناک بپرهیز، مبادا کسی را برنجانی. اگر فقط به ندای نیمکره چپ گوش فرا دهید مانند اغلب مردم همه کارها را با یکنواختی و روزمرگی انجام خواهید داد اما اگر اعمال و رفتارتان را با ساز و نوای درون هماهنگ کنید، باید خود را برای دریافت اتهامات و برچسب ها نیز آماده کنید. نگران نباشید ارزشش را دارد . با گوش دادن به ندای باطن با جریان طبیعی و هماهنگ کائنات، پیش می روید و به کارهایی می پردازید که برای تکامل شما لازم است .اجازه بدهید جهان بداند که کیستید و در اینجا چه می کنید. چنانچه از تمایلات باطنی تان الهام بگیرید لازم نیست در جستجوی مقصود حقیقی زندگیتان باشید و پیشاپیش در این مسیر گام بر می دارید. اگر از خطر نهراسید در میابید که کمتر مورد انتقاد قرار می‌گیرید و بیشتر حمایت دیگران را جلب می کنید. آیا اگر تصمیم بگیرید دروازه بان فوتبال باشید و در نخستین حمله نتوانید توپ را بگیرید شکست خورده اید؟ آیا زمین را رها کرده یا اینکه سعی می کنید از اشتباهتان سر در آورید و از راه دیگر وارد شوید؟

پس شکست یک خیال واهی است ؛به نداهای باطنی گوش فرا دهید تا درواپسین دم حیات، با خود نگویید آیا در زندگی به بیراهه رفته ام؟​