نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

آینه

فرد ابله با فریاد،داخل شهر شد.”من سرم را گم کرده ام.نمی توانم سرم را بیابم.”
مردم شهر او را گرفتند و نزد پیر بردند.
پیر به او آینه ای داد و او فریاد زد: آن را یافتم.
مردم همگی به مرد ابله می خندیدند و او با شادی شهر را ترک کرد.
پیر پرسید:”چرا می خندید؟ شما هم به همان اندازه نادانید چرا که داشته های خود را در بیرون جستجو می کنید.
تمام آنچه که نیاز دارید در درونتان است.
به دنبال شادی هستید که درون قلب شماست.
به دنبال حقیقت هستید که درون ذهن شماست.
به دنبال طلا هستید که در خنده ی شماست.
زیبایی را جستجو می کنید که در چشمان شماست.
کسی را برای اجابت خود می جویید، وقتی که او، خودتان هستید که باید بجویید.”​

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

شکرگزاری

در مورد تاثیر شکرگزاری بر زندگی تان چه می دانید؟
راندا برن، نویسنده کتاب راز و کتاب راز شکرگزاری معتقد است یکی از روندهای قدرتمندی که راه رسیدن ما به خواسته هایمان را هموارتر می‌کند شکرگزاری است. در واقع، بدون احساس قدردانی برای آن چیزهایی که داریم، رسیدن به خواسته های دیگرمان در زندگی غیر ممکن است. چرا؟ به خاطر اینکه افکار و احساساتی که در هنگام ناسپاسی و یا به اصطلاح ناشکری از خودمان ساطع می کنیم همگی عواطف منفی است.
حسادت، دلخوری، نارضایتی یا حتی احساس ناکافی بودن و… که این احساسات نمی‌توانند، خواسته‌هایمان را برآورده کنند. آنها فقط می توانند حجم بیشتری از چیزهایی که نمی‌خواهیم را به ما برگردانند. مثلاً اگر برای خانه ای که در آن زندگی می کنیم سپاسگزار نباشیم به خاطر فرکانسی که از خود به کائنات می فرستیم به خانه ای نو نمی رسیم.
راندا برن در کتاب راز شکرگزاری بیان می‌کند، که تمام چیزهای منفی موجود در زندگی ما فقط به خاطر پشت کردن به تمام نعمت هایی است که داریم. اگر تصور کنیم که کائنات که منبع خیر و برکت است مانند خورشید تابان است، و بی وقفه جریان بی‌پایان انرژی حیات را می‌تاباند، وقتی ما روی خود را به سمت خورشید می‌کنیم، تاثیر آن را حس می‌کنیم. ولی وقتی روی خود را برمیگردانیم، دیگر تاثیرات حیات‌بخش آن را دریافت نمی‌کنیم. کائنات هم دقیقا عین خورشید است، همیشگی و در دسترس، و تمام نعمت هایش را به سوی ما می فرستد. زمانی که ما بر افکار و احساسات شکرگزاری، تمرکز کنیم مانند رو کردن به سمتی است که تمام نعمت ها همیشه وجود دارند و به ما داده می شوند. اما وقتی که گله و شکایت می کنیم، حسرت بخوریم، حسادت کنیم، سرزنش و انتقاد کنیم یا هر احساس بد و منفی دیگر، مانند این است که به تمام نعمت های الهی پشت کرده ایم. پس شکرگزاری یکی از قدرتمندترین ابزارها است که ما برای تحول زندگی مان به سوی شادی محض از آن استفاده خواهیم کرد. وقتی هرروز بابت نعمت هایی که داریم شکرگزاری کنیم از تعداد بی‌پایان فکرهایی که باز هم قابل شکرگزاری هستند، متعجب خواهیم شد. پس بیایید شروع کنیم.
راندا برن میگوید:«خدا را بابت هر آنچه اکنون داری، شکر کن. به محض اینکه سپاس بابت چیزهایی را که در زندگی داری شروع کنی، خودت هم مات و مبهوت می شوی که چطور به واسطه افکار بی‌پایان قدردانی چه چیزهای بیشتری به سوی تو می آید. تو باید استارت را بزنی، سپس قانون جذب، آن افکار سپاس را دریافت می‌کند و چیزهای مشابه بیشتری را به تو بر می گرداند. تو روی بسامد سپاس نگه داشته می شوی و تمام چیزهای خوب مال تو خواهد شد.
برای تحول زندگیمان باید اول برای چیزهایی که داریم شکر گزار باشیم. حتی اگر فقط برای نفس کشیدنمان باشد. اگر هر بار فقط دقایقی را خالصانه بر شکرگزاری تمرکز کنیم فرکانس خود را به سوی یکی از قویترین فرکانس های موجود می‌فرستیم و بعد تمام نعمات الهی به سوی ما سرازیر می‌شود.
جیمز ری ( فیلسوف، سخنران، مولف و ابداع کننده برنامه های کامیابی نیروی بالقوه انسانی) می گوید:
” همیشه قدردانی، شیوه ای قدرتمند برای من بوده است. هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم، خدا را شکر می‌کنم. هر روز و به محض اینکه پایم را از تخت پایین می گذارم می‌گویم: خدا را شکر، سپس موقع مسواک زدن، درباره ی نعمتهایی که دارم و بابت شان قدردان هستم، فکر می‌کنم. البته فکر من طوطی وار نیست روی آن متمرکز می شوم و احساس قدردانی را واقع حس می کنم”.
دکتر جو دیسپنزا در کتاب ماورای طبیعی شدن، توضیح می‌دهد که احساسات، حاصل انرژی هستند. مثلاً زمانی که کسی احساس قدرتمندی را تجربه می‌کند وارد اتاق شود، انرژی او جدای از زبان بدنش، کاملاً احساس می‌شود. مثل حس انرژی آدمی که عصبانی است یا شخصی که بدچشم است یا در رنج است یا افراد با حس آرام و عاشقانه. در واقع ما تا به حال تمام این انرژی‌ها را از افراد مختلف حس کرده‌ایم.
البته قابل توجه است که احساسات مختلف فرکانس های متفاوتی تولید می‌کنند. فرکانس احساسات با ارزشی مثل عشق، شادی، شکرگزاری، بسیار بالاتر از احساسات استرس زایی مثل خشم و ترس است این فرکانسها سطوح مختلفی از قصد آگاهانه و انرژی را در خود حمل می‌کنند.
با این توضیح مشخص است که پس ما بر اساس فکرها و احساس‌هایمان همیشه در حال ارسال و دریافت اطلاعات هستیم. اگر همچنان به همان فکرهای قبلی، چسبیده باشیم و احساس های گذشته را حس کنیم دوباره همان اتفاقات گذشته را بازآفرینی می کنیم. یعنی ایجاد همان آینده‌ای که در گذشته هم اتفاق افتاده است .«آینده قدیمی». شاید بتوان آدم‌های بدبینی را مثال زد که مدام تکرار می کنند:« میدونستم که این اتفاق می افتد.» و همان ناراحتی ها یا در واقع چیزهایی که نمی خواهیم تکرار می شود.
اما به نظر دکتر دیسپنزا:« تنها راهی که می توانیم زندگی خود را تغییر دهیم این است که انرژی خود را تغییر دهیم. یعنی تغییر میدان الکترومغناطیسی که همواره در حال مخابره آن هستیم. به عبارت دیگر، برای تغییر حالت وجودی خود باید طرز فکر و احساس مان را تغییر دهیم.
چون احساسات والا، فرکانس بالاتر و انرژی بیشتری دارند و هر چه به سمت احساسات بقا می روی این فرکانس پایین تر و تراکم یا ماده بیشتر می شود.
حتماً می‌دانید که احساسات بقا احساساتی بیشتر در سطح جسمی است. یک ترتیب کوچک از احساسات والا تا بقا به این صورت می‌شود: سعادت، آزادی، عشق، شادی، ستایش، شکرگزاری، اراده، قدرت، کنترل، خشم، ترس، احساس گناه، شرم، رنج، قربانی شدن، درد، شهوت .
ما با شکرگزاری وارد فرکانس های بالای انرژی می شویم و چیزهایی را جذب می‌کنیم که در فرکانس های بالا هستند و باعث بالاتر رفتن فرکانس ما و بازجذب چیزهای بهتر و بهتر می شوند. متاسفانه بر عکس این موضوع هم کاملاً صادق است، یعنی با ناشکری و ناسپاسی، حال بد و فرکانس پایین ایجاد می کنیم که باعث جذب فرکانس های پایین بیشتر و چیزهای بد و بدتر بیشتری می شویم. این جالب است که حالا به طور علمی ثابت شده است که:
شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر، نعمت از کفت بیرون کند​

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

رازهای رسیدن به آرامش درون. وین دایر. راز اول

وین دایر (1940-2015) نویسنده ی کتاب های خودیاری و سخنران انگیزشی آمریکایی بود. آثارمتعددی از او به یادگار مانده که توانسته اند تاثیرات موثری بر زندگی انسانهای جویای معنویت، موفقیت و آرامش بگذارند.
امیدواریم تا با معرفی بخشی از آثار ارزشمند ایشان، سهمی در رشد آگاهی و آرامش شما داشته باشیم.
” ده راز موفقیت و آرامش درونی ”
وین دایر در این کتاب، ده اصل موفقیت و آرامش درون را توصیف می کند و معتقد است که با یادگیری و مهارت در این اصول و به کارگیری آنها درهر روز از زندگی از احساس آرامش لبریز خواهید شد. او از ما می‌خواهد که با قلبی باز و گشوده این رازها را بخوانیم. راز هایی که با ما همساز و همطنین است. آنها را به کار ببریم و مابقی را رها کنیم. احساس آرامش و موفقیت، سبب می شود که این عشق و آرامش را به خارج از وجودمان تسری دهیم.
ما تصمیم گرفتیم تا این ده اصل موفقیت را آهسته آهسته به شما معرفی کنیم تا فرصت پیدا کنید آنها را خوب فرا بگیرید و در زندگی خود پیاده کنید.
به امید روزهای روشن وسراسر عشق و آرامش برای کره ی زمین.
☆《راز اول : ذهن گشوده به همه چیز و پیوسته به هیچ چیز 》☆
زمانی به اهمیت برخورداری از ذهنی گشوده به همه‌چیز و پیوسته به هیچ چیز، پی می برید که به پیشینه و شرطی شدن های زندگی واقف شوید. زیرا والدین و اطرافیان که به صلاح شما می اندیشیدند شما را با فرهنگ خودشان تطبیق داده اند و شما هرگز مجال مخالفت نیافته اید. اگر بخواهید به مخالفت برخیزید صداهای نیرومندی به شما توصیه می کنند صف همنوایی را برهم نزنید و اینجاست که اگر می خواهید به ذهن گشوده به همه چیز راهی پیدا کنید، باید بر این تفکر، خط بطلان بکشید تا به صلح و آرامش فردی و جهانی بیفزایید. شما نباید به جهانی که آگاهی مان نسبت به آن این اندازه محدود است، بد بین باشید. پس با تمام قوا در برابر بدبینی، ایستادگی کنید. برای اثبات و فهم این مطلب، این موضوع را بررسی کنید که افرادی که دویست سال پیش از ما زندگی می‌کردند تصوری از هواپیما، تلویزیون، اینترنت و غیره نداشتند و ما نیز با محدود کردن ذهن خود با قید و بندهای متعارف سالها بعد، مانند همان گذشتگان جلوه خواهیم کرد. اجازه بدهید دانش تان از ژرفای درون به سطح آید و تفاوت بیافریند.در کتاب‌های مقدس آمده 《با خدا همه چیز ممکن و میسر است》 و ذهن گشوده به همه چیز یعنی بهره‌مندی از صلح و آرامش ،ایثار، عشق، بخشودن خطاهای دیگران، سخاوتمندی ،….واین میسر نیست مگر اینکه وقتی اظهارنظر کسی با آراء و عقاید و پیشینه ذهنی تان متفاوت است. به جای مضحکه کردن وپوچ و ناممکن دانستن آن بگویید: من هرگز چنین تصوری نداشتم و باید درباره این نکته فکر کنم. پیوسته بکوشید از آرمان های تازه ی همه افراد استقبال کنید.​

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

راز دوم رسیدن به آرامش درون. وین دایر

☆《 رازدوم : هم نوایی با سازو نوای باطن 》☆

جهانی که در آن زندگی می‌کنید هوشمند است و هر بخش متحرک آن با بخش های متحرک دیگر کاملاً منطبق و همساز است و تحت نظارت و حمایت هوش کیهانی است. شما نیز یکی از اجزای متحرک این مجموعه اید که در پرتو مشیت الهی دقیقا در وقت مقرر در اینجا ظاهر شده و در وقت مقرر این سیاره را ترک خواهید کرد. حال باید دید که با تمایلات قلبی تان هماهنگ هستید؟

اگر کمی در درون خود تامل کنید به احتمال زیاد، انگشت شما به قلبتان اشاره می‌کند نه به مغزتان. موجودیت شما همین است و دیگر هیچ و این اتصال کامل شما با قلب، همان خدا و یا هوش کیهانی است. نیمکره چپ مغز تان حسابگر است و به تجزیه وتحلیل اشتغال دارد وهمواره منطقی ترین راه حل ها را به شما توصیه می‌کند اما نیمکره راست مغز، شهودی است و به عشق و محبت اهمیت میدهد. شما به طور معمول بر اساس اوضاع و شرایط تصمیم می‌گیرید که ابتدا به چه کاری بپردازید و عقل، همان کاری را که به مصلحت شماست توصیه می کند. ولی بارها هم اتفاق افتاده که احساس و عواطف برعلم و گاهی غالب شده است. اگر ذهنتان متاثر از عشق وشورو هیجانات مثبت باشد تحت تاثیر نیمکره راست مغز تان هستید که شما را به سرمنزل مقصود هدایت می کند. اگر در زندگی اسیر تردیدها و هراس های تان هستید، تردید نکنید که در مسیر درست زندگیتان گام بر نمی دارید.اغلب هم درنمی یابید که به بیراهه رفته و از مسیر درست خارج شده‌اید زیرا نیمکره چپ مغز تان نمی تواند علل و انگیزه های مقدرات الهی را درک کند به همین دلیل یک صدای شهودی و باطنی پیوسته یادآور می شود که گام های تان را با ساز و نوای باطن تان هماهنگ کنید. اما نیمکره استدلالی چپ می گوید صبر کن و مراقب باش. ممکن است شکست بخوری یا از این کار خطرناک بپرهیز، مبادا کسی را برنجانی. اگر فقط به ندای نیمکره چپ گوش فرا دهید مانند اغلب مردم همه کارها را با یکنواختی و روزمرگی انجام خواهید داد اما اگر اعمال و رفتارتان را با ساز و نوای درون هماهنگ کنید، باید خود را برای دریافت اتهامات و برچسب ها نیز آماده کنید. نگران نباشید ارزشش را دارد . با گوش دادن به ندای باطن با جریان طبیعی و هماهنگ کائنات، پیش می روید و به کارهایی می پردازید که برای تکامل شما لازم است .اجازه بدهید جهان بداند که کیستید و در اینجا چه می کنید. چنانچه از تمایلات باطنی تان الهام بگیرید لازم نیست در جستجوی مقصود حقیقی زندگیتان باشید و پیشاپیش در این مسیر گام بر می دارید. اگر از خطر نهراسید در میابید که کمتر مورد انتقاد قرار می‌گیرید و بیشتر حمایت دیگران را جلب می کنید. آیا اگر تصمیم بگیرید دروازه بان فوتبال باشید و در نخستین حمله نتوانید توپ را بگیرید شکست خورده اید؟ آیا زمین را رها کرده یا اینکه سعی می کنید از اشتباهتان سر در آورید و از راه دیگر وارد شوید؟

پس شکست یک خیال واهی است ؛به نداهای باطنی گوش فرا دهید تا درواپسین دم حیات، با خود نگویید آیا در زندگی به بیراهه رفته ام؟​

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

یوگا و سلامت روان

در یوگا، تمرینات تنفسی و مراقبه، آرامش و تمرکز ذهن را به ارمغان می آورند، علاوه بر آن افسردگی و اضطراب کاهش می یابد و شگفت انگیزتر اینکه یوگا باعث کارکرد بهتر مغز میشود.

“یک مغز هوشیارتر “

با بدنسازی عضلات بدن قویتر و با یوگا مغز تقویت میشود، به این صورت که سلولهای مغزی ارتباطات جدیدی می سازند و ساختار و عملکرد مغز نیز تغییر میکند. مهارتهای شناختی فرد بهبود می یابد که در نتیجه آن بخشهایی از مغز که نقش کلیدی در حافظه، تمرکز، هوشیاری، تفکر و زبان آموزی دارند را تقویت میکند.

مطالعات نشان داده است که افرادی که بطور منظم تمرینات یوگا را انجام میدهند، بخشی از مغزشان که مسئول پردازش اطلاعات، یادگیری و حافظه است، در مقایسه با کسانی که این تمرینات را انجام نمی دهند، ضخیم تر است. این دو‌بخش از مغز در افراد عادی با بالا رفتن سن، کوچکتر میشوند، اما در یوگیهای مسن این کمتر دیده شده است. پس ‌یوگا تاثیر بسزایی در معکوس کردن روند کاهش حافظه و مهارتهای یادگیری در اثر بالا رفتن سن دارد. انجام تمرینات یوگا باعث بهبود تصمیم گیری، تجزیه و تحلیل و شفافیت ذهن می شود.

“حال خوش”

بطور کلی تحرک و ورزش باعث افزایش انرژی و شادی می شود که این در اثر کاهش هورمون استرس و افزایش تولید هورمون شادی( اندروفین) و اکسیژن رسانی بهتر به مغز می باشد. در حالیکه تمرینات یوگا علاوه بر این میزان ترشح هورمونی بنام گاماآمینوبوتریک اسید که مسئول کاهش اضطراب، بهبود روحیه و حال خوب هست را، افزایش می دهد.

همچنین مراقبه باعث کاهش فعالیت سیستم لیمبیک مغز میشود که مربوط به احساسات و عواطف است. با کاهش واکنشهای احساسی فرد می تواند مدیریت رفتاری بهتری در شرایط سخت داشته باشد.

در میان رویکردهای مختلف، جهت تن آرامی و جلوگیری از افسردگی و اضطراب ، یوگا و موسیقی موثرترین روشها برای پیشگیری و درمان افسردگی شناخته شده اند.

یوگا با تاکید بر تنفس آرام و عمیق که باعث فعال شدن سیستم پاراسمپاتیک بدن می شود، از برانگیخته شدن احساسات و افکار مزاحم در مواقع مقتضی جلوگیری میکند.

پریسا توتونچی ، مربی یوگا

 

https://www.health.harvard.edu/staying-healthy/yoga-for-better-mental-health​